
به نام آنکس که آفرید تا که آفریده هایش را دوست بداریماین وبلاگ را با تمام عشقم تقدیم می کنم به آفریده خداوند به کسی که می دانم تب کنه من می میرمبه کسی که وجودش آرامش زندگیم استبه کسی که با هر لبخندش ......پروردگارابه من توان بده که از هدیه اتبه طور شایسته ای محافظت کنمدر 3 خرداد 1389 خدای مهربون یه دختر گل و تپلی با لبهای توت فرنگی به ما هدیه داد تا روزهای زندگی ما قشنگ تر بشه.در اینجا از دختر مهربونم مینویسم تا وقتی بزرگتر شد خاطراتش رو بخونه و بدونه چقدر بامزه و شیطون بلا بوده.در 13 اردیبه...
ادامه مطلب
خدا را هزار مرتبه شکر به خاطر همه چیز . دخترهای گلم روز به روز بزرگتر می شوند و من پیشرفتشان را می بینم . غزل جونم امید زندگی مامان کلاس ششم است و درس میخونه . بخوانید...
ادامه مطلب